Einfallstor
A1اسمدسترسی؛ دسترسی داشتن، نزدی رفتن، نزدیک شدن
JadoLearn Dictionary
Einfallstor یعنی دسترسی؛ دسترسی داشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دسترسی؛ دسترسی داشتن، نزدی رفتن، نزدیک شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فرتوتی، بی قوتی، فتور
دهنه، مدخل، دخول
دسترسی؛ دسترسی داشتن، نزدی رفتن، نزدیک شدن
دسترسی؛ دسترسی داشتن، نزدی رفتن، نزدیک شدن
کشور، زمین
دوست مذکر
دوست مؤنث
خانه، منزل
دسترسی؛ دسترسی داشتن
غذای اصلی، دسترسی؛ دسترسی داشتن، پیوستن؛ به تخت نشستن؛ الحاق
دسترسی؛ دسترسی داشتن
غذای اصلی، دسترسی؛ دسترسی داشتن، پیوستن؛ به تخت نشستن؛ الحاق
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.