hochjagen
A2فعلبادخوردگی، نفخه، بادخوردگی نفخه

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
hochjagen یعنی بادخوردگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بادخوردگی، نفخه، بادخوردگی نفخه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بادخوردگی، نفخه
بادخوردگی، نفخه
بادخوردگی، نفخه، نفخ کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
تشخیص هویت دادن، مربوط ساختن، سناسائی کردن
مقدار، وجه، مبلغ
جمع، بحداکثر، کل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.