kassieren
B1فعلبهم اتصال دادن، بهم متصل کردن، بهم رسیدن
JadoLearn Dictionary
kassieren یعنی بهم اتصال دادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بهم اتصال دادن، بهم متصل کردن، بهم رسیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کشور، زمین
خرید کردن، خریدن، خریداری کردن
عدل کردن، بسته بندی کردن، انباشتن
بیل زدن، کج بیل، بیلچه زدن
چنگ انداختن، غنیمت گرفتن، بتصرف آوردن
چسبیدن، الصاق کردن، چسبناک کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
قلاده، گردن بند، یقه
صابون زدن، صابون
بادخوردگی، نفخه
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.