Operation
A1اسمروند، فرآیند، عمل
JadoLearn Dictionary
Operation یعنی روند. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
روند، فرآیند، عمل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جور کردن، جور، قبیل
روند، فرآیند، عمل
روند، فرآیند، عمل
کنش، عمل، فعل
خدمتگزاری، سرویس، خدمت
کنش، عمل، فعل
نامزدی، مداوات، درمان
عمل، عمل جراحی، عمل کرد
عمل، عمل جراحی، عمل کرد
عمل، عمل جراحی، عمل کرد
عمل، عمل جراحی، عمل کرد
کشور، زمین
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.