platzieren
C1فعلگذاردن، موضع، جاسازی کردن
JadoLearn Dictionary
platzieren یعنی گذاردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گذاردن، موضع، جاسازی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انگیزه، انگیختگی، محرک
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تشریف بردن، عزیمت کردن، هجرت کردن
درچند، نرخ بستن، میزان
گذاردن، موضع، جاسازی کردن
گذاردن، موضع، جاسازی کردن
پائیدن، پاس، ناظر بودن
الصاق کردن، ضمیمه کردن، مقرر فرمودن
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن، فراهم کردن، مقعر کردن
سرمایه گذاری کردن، قرار دادن، جایگیر ساختن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.