verstellen
B2فعلانتقال، واکهداشتن، واکهداردن
JadoLearn Dictionary
verstellen یعنی انتقال. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انشعاب رود، وسیله نقلیه، سند انتقال
عیان، مبرهن، صاف
بقتل رساندن، به قتل رساندن، ذبح کردن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
کول، خلف، ظهر
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
مسدودکننده، سد کردن، بلوک
مسدودکننده، سد کردن، بلوک
حمالی کردن، عملی کردن، حامل بودن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.