advance
A1اسم/US /ədvˈæns/ ədv-ĂNS; UK /ədvˈæns/ ədv-ĂNS/
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
JadoLearn Dictionary
معنی advance به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مرتفع شدن، تصعید نمودن، تصعید کردن
متعال کردن
بهبودی دادن، بهتر نمودن، بهتر کردن
بلندتر کردن
شتاب گرفتن؛ سرعت دادن
دلیل آوردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.