dirty
A1صفت/US /dˈɝtiː/ DƏRT-ē; UK /dˈɝtiː/ DƏRT-ē/
کثیف کردن، نجس، ملوت
JadoLearn Dictionary
معنی dirty به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کثیف کردن، نجس، ملوت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اکبیری
کثیف، پلید، چرک
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
مراقب، هشیار، گوش بزنگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.