harass
C2اسم/US /hɚˈæs/ hər-ĂS; UK /hɚˈæs/ hər-ĂS/
عاجز کردن
JadoLearn Dictionary
معنی harass به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عاجز کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ژاد
تایر، فرسودن، لاستیک چرخ
اضطرار، فروماندگی، پریشانحالی
شوخی کردن، سخنان نیشدارگفتن
نگران، دلواپسی، دلهره
مضطرب ساختن
زرد آب
بیحوصله کردن، دلتنگ کردن، مزاحم شدن
سوزش دادن، آزردن، رنجاندن
طاعون، بلا، آفت
دست مالی کردن
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.