incapable
C1صفت/US /ˌɪnkˈeɪpəbəl/ ĭnk-ĀP-əb-əl; UK /ˌɪnkˈeɪpəbəl/ ĭnk-ĀP-əb-əl/
بی کفایت، ناتوان، عاجز
JadoLearn Dictionary
معنی incapable به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی کفایت، ناتوان، عاجز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نااهل، بی کفایت، غیر کافی
ناباب، نامناسب کردن
عاجز، فرومانده
ناکافی، نارسا، غیر کافی
بی برکت، نابسنده، نامناسب
ناقص، ناکارآ
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.