obstinate
C1صفت/US /ˈɑbstənət/ ÄBST-ən-ət; UK /ˈɑbstənət/ ÄBST-ən-ət/
متعند، معاند، خودسر
JadoLearn Dictionary
معنی obstinate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متعند، معاند، خودسر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خیرهسر، خیره سر، سرسخت
قیر قابل انحناء، انحناء ناپذیر
استوار، غیر منقول
پرقوام، پایدار، موسسه بازرگانی
کله شق
پی گیر، ماندگار، سمج
خودسر، مطلق العنان
گردن کش، جسم نسوز، دیر گداز
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.