aberrant
C2صفت/US /æbˈɛrənt/ ăb-ĔR-ənt; UK /æbˈɛrənt/ ăb-ĔR-ənt/
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار، منحرف از حالت طبیعی، نابهنجار
JadoLearn Dictionary
معنی aberrant به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار، منحرف از حالت طبیعی، نابهنجار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی نظم، خلاف رویه، نا مرتب
غیر متشابه
غیرطبیعی؛ نابهنجار
منحرف
بهنجار، طبیعی، هنجار
نوعی
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.