sparkle
A1اسم/US /spˈɑrkəl/ SPÄRK-əl; UK /spˈɑrkəl/ SPÄRK-əl/
تلالو، جرقه، تلالو جرقه
JadoLearn Dictionary
معنی sparkle به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تلالو، جرقه، تلالو جرقه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تابیدن، پرتو افکندن، نورا فشاندن
براق شدن، سوسو، زرق و برق
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.