spread
A1اسم/US /sprɛd/ sprĕd; UK /sprɛd/ sprĕd/
سرایت، بسط، زبانه کشیدن
JadoLearn Dictionary
معنی spread به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سرایت، بسط، زبانه کشیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پراکندن، متفرق کردن
منتشر ساختن، طبع و نشر کردن، درج کردن
پخش شدن، تقسیم کردن، غرماء کردن
پاشیده شدن، پخش شدن، پریشان کردن
منتشر کردن، گردش کردن، نشر کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.