temporal
C1صفت/US /tˈɛmpɚəl/ TĔMP-ər-əl; UK /tˈɛmpɚəl/ TĔMP-ər-əl/
غیر روحانی، شقی، شقیقهای
JadoLearn Dictionary
معنی temporal به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غیر روحانی، شقی، شقیقهای
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گذرا، ناپایدار، سپنج
تندپا
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.