thick
A1صفت/US /θɪk/ thĭk; UK /θɪk/ thĭk/
ستبر، انبوه، غلیظ
JadoLearn Dictionary
معنی thick به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ستبر، انبوه، غلیظ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انبوه، متکاف، چگال
بستن، تنگ هم، مقارن
فشرده، فشرده کردن
استوار، دج، متقن
ناویژه، غیر خالس
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.