absorbent
B2صفت/US /əbzˈɔrbənt/ əbz-ÔRB-ənt; UK /əbzˈɔrbənt/ əbz-ÔRB-ənt/
جاذب؛ جذبکننده، جاذب، جذب کننده
JadoLearn Dictionary
معنی absorbent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جاذب؛ جذبکننده، جاذب، جذب کننده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ابر حمام، لیف، ابر
باحوله خشک کردن، لنگ، حوله
پر منفذ، متخلخل، رخنه دار
دافع آب، عایق آب، پاد آب
دافع، دافعه
متروک؛ رهاشده
مطلق؛ کامل؛ قطعی
انتزاعی؛ چکیده؛ استخراج کردن
پوچ؛ بیمعنی؛ مضحک
قابل دسترس؛ قابل فهم؛ مناسب معلولان
پاسخگو؛ مسئول
شکمی؛ مربوط به شکم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.