accelerator
B2اسم/US /æksˈɛlɚˌeɪtɚ/ ăks-ĔL-ər-āt-ər; UK /æksˈɛlɚˌeɪtɚ/ ăks-ĔL-ər-āt-ər/
شتابدهنده؛ پدال گاز، شتاب دهنده، پدال گاز
JadoLearn Dictionary
معنی accelerator به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شتابدهنده؛ پدال گاز، شتاب دهنده، پدال گاز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موتور
زیاد کننده، بالا برنده
ترمز کردن، ترمز گرفتن، ترمز
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن
پذیرش؛ قبولی
لوازم جانبی؛ معاون جرم
دستاورد؛ موفقیت؛ انجام
حسابداری؛ محاسبه
دقت؛ صحت
صومعه؛ کلیسای صومعه
مخفف؛ اختصار
شکم؛ ناحیه شکمی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.