accommodate
B2فعل/US /əkˈɑmədˌeɪt/ ək-ÄM-əd-āt; UK /əkˈɑmədˌeɪt/ ək-ÄM-əd-āt/
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن، جا دادن، تطبیق دادن
JadoLearn Dictionary
معنی accommodate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن، جا دادن، تطبیق دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انطباق یافتن، تنظیم کردن، تعدیل کردن
فراهم کردن، مقعر کردن، مقرر داشتن
منزل، چهاردیواری، جا دادن
تناسب داشتن، مناسب کردن، زیبنده
تطبیق دادن
مستثنی کردن
وازدن، مطرود کردن، رد کردن
رها کردن؛ ترک کردن
شتاب گرفتن؛ سرعت دادن
جمع شدن؛ انباشتن
متهم کردن
مخفف کردن؛ کوتاه کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.