accordance
B2اسم/US /əkˈɔrdəns/ ək-ÔRD-əns; UK /əkˈɔrdəns/ ək-ÔRD-əns/
مطابقت؛ انطباق، مطابقت، انطباق
JadoLearn Dictionary
معنی accordance به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مطابقت؛ انطباق، مطابقت، انطباق
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حکومت، زنگی، امارت
متعارف، استاندارد، معیار
تمکین
مطابقت، وفاق، تطابق
تخلف، تخطی، نقض
گیرودار، چالش، ناسازگار بودن
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن
پذیرش؛ قبولی
لوازم جانبی؛ معاون جرم
دستاورد؛ موفقیت؛ انجام
حسابداری؛ محاسبه
دقت؛ صحت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.