accumulation
C1اسم/US /əkjˌuːmjəlˈeɪʃən/ əky-o͞omy-əl-ĀSH-ən; UK /əkjˌuːmjəlˈeɪʃən/ əky-o͞omy-əl-ĀSH-ən/
انباشت؛ تجمع، انباشت، تجمع
JadoLearn Dictionary
معنی accumulation به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
انباشت؛ تجمع، انباشت، تجمع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پرز، کومه، توده
سهام، موجودی، ذخیره سازی کردن
کلکسیون، گرداوری، مجموعه
تقلیل، تخفیف، فروکش
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.