affirm
C1اسم/US /əfˈɝm/ əf-ƏRM; UK /əfˈɝm/ əf-ƏRM/
آشکارا گفتن، بحق دانستن، اشکارا گفتن بحق دانستن
JadoLearn Dictionary
معنی affirm به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آشکارا گفتن، بحق دانستن، اشکارا گفتن بحق دانستن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بصراحت گفتن، اظهارکردن، اعلامیه دادن
مطمئن کردن، خاطرجمع کردن، خاتر جمع کردن
تلفظ کردن، بر زبان آوردن
واخواست، واخواهی، واخواست رسمی
مستقر ساختن
تایید کردن، تسجیل کردن، تنفیذ کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.