antecedent
C2صفت/US /ˌæntˈɛsədənt/ ănt-ĔS-əd-ənt; UK /ˌæntˈɛsədənt/ ănt-ĔS-əd-ənt/
ماقبل
JadoLearn Dictionary
معنی antecedent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ماقبل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
از پیش، اولی، مقدم
سابقی، قبلی
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
نوک دار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.