elevate
C2صفت/US /ˈɛləvˌeɪt/ ĔL-əv-āt; UK /ˈɛləvˌeɪt/ ĔL-əv-āt/
مرتفع شدن، تصعید نمودن، تصعید کردن
JadoLearn Dictionary
معنی elevate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مرتفع شدن، تصعید نمودن، تصعید کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پرجلال شدن
افراشتن، سیخ
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
بر افراشتن، مقدار کشش
بلندتر کردن
فریادوهلهله آفرین، دلخوشی دادن، هلهله کردن
آبریز
تهییج شدن، تهییج کردن، هیجان داشتن
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.