inability
C1اسم/US /ˌɪnəbˈɪlɪtiː/ ĭn-əb-ĬL-ĭt-ē; UK /ˌɪnəbˈɪlɪtiː/ ĭn-əb-ĬL-ĭt-ē/
فروماندگی، عدم توانائی، عجز
JadoLearn Dictionary
معنی inability به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فروماندگی، عدم توانائی، عجز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سستی کمر، عنن، ضعف جنسی
عدم صلاحیت
بی کفایتی، بی ظرفیتی، بی عرضگی
فرتوتی، بی قوتی، فتور
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.