insignificant
C1صفت/US /ˌɪnsɪɡnjˈɪfɪkənt/ ĭns-ĭgny-ĬF-ĭk-ənt; UK /ˌɪnsɪɡnjˈɪfɪkənt/ ĭns-ĭgny-ĬF-ĭk-ənt/
جزئی، چندرقاز، ناقابل
JadoLearn Dictionary
معنی insignificant به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جزئی، چندرقاز، ناقابل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غیر مهم، کوچکی، نقلی
درجه دوم، ذلیل، نا مرغوب
تخمی، جزیی، پیش پا افتاده
بدگهر، دنی، ناکس
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.