monastery
C2اسم/US /mˈɑnəstˌɛriː/ MÄN-əst-ĕr-ē; UK /mˈɑnəstˌɛriː/ MÄN-əst-ĕr-ē/
صومعه، رهبانگاه، خانقاه
JadoLearn Dictionary
معنی monastery به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صومعه، رهبانگاه، خانقاه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خانقاه، صومعه، دیر
صومعه؛ کلیسای صومعه
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.