obliging
C1صفت/US /əblˈaɪdʒɪŋ/ əbl-ĪJ-ĭng; UK /əblˈaɪdʒɪŋ/ əbl-ĪJ-ĭng/
منت گذار
JadoLearn Dictionary
معنی obliging به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
منت گذار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مدنی، کشوری، خانگی
مبادی آداب
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.