profit
A1اسم/US /prˈɑfət/ PRÄF-ət; UK /prˈɑfət/ PRÄF-ət/
صرفه، دخل، بهره
JadoLearn Dictionary
معنی profit به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صرفه، دخل، بهره
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بهره گرفتن، مستفیض، سود بردن
بکار خوردن، سودمند بودن
خدمتگزاری، سرویس، خدمت
بهبود، ترقی، بهتری
پیشروی، ترفیع، پیشرفتگی
انتفاع، راه یافتن، جلب کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.