residence
C2اسم/US /rˈɛzɪdəns/ RĔZ-ĭd-əns; UK /rˈɛzɪdəns/ RĔZ-ĭd-əns/
اقامتگاه، بودباش، محل اقامت
JadoLearn Dictionary
معنی residence به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اقامتگاه، بودباش، محل اقامت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ماواگیری
موقتا اقامت کردن
سکون، توقف گاه، ماندن
اقامتگاه؛ منزل
اقامت گاه، متبوع، ماوا
نشیمنگاه، مسکن، نشیمن
مقر، محل اقامت
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.