trust
A1اسم/US /trʌst/ trŭst; UK /trʌst/ trŭst/
امانت، اعتماد کردن، اعتماد داشتن
JadoLearn Dictionary
معنی trust به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
امانت، اعتماد کردن، اعتماد داشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اطمینان، اعتماد، وثوق
ایمان، اعتقاد، باور
اعتقاد، ایمان، کیش
آرزو کردن، امید داشتن، امیدوار بودن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.