aufhebeln
A2فعلمنکوب کردن، منکسر کردن، گسیختگی
JadoLearn Dictionary
aufhebeln یعنی منکوب کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
منکوب کردن، منکسر کردن، گسیختگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دورسازی، باجه، شمارشگر
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
تشخیص هویت دادن، مربوط ساختن، سناسائی کردن
مقدار، وجه، مبلغ
جمع، بحداکثر، کل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.