معنی ۱neutral · 88%
آماده کردن غذا با استفاده از گرما.
مثالهای طبیعی
I cook dinner every evening.
من هر عصر شام درست میکنم.
She cooks rice for her family.
او برای خانوادهاش برنج میپزد.
He can cook many different dishes.
او میتواند غذاهای مختلف زیادی بپزد.
نکتهٔ کاربردی
Cook یعنی آماده کردن غذا با گرما. چیزهایی که معمولاً بعد از cook میآیند شامل غذا، وعدههای غذایی و انواع غذاها هستند.
ترکیبهای رایج
cook dinner — آماده کردن وعده شامcook a meal — آماده کردن غذا برای خوردن
اشتباه رایج
I cook to dinner every day.
I cook dinner every day.
بعد از Cook، غذا یا وعده غذایی مستقیماً میآید و نباید قبل از مفعول از to استفاده شود.
درس کوتاه: استفاده از cook برای آماده کردن غذا
وقتی کسی غذا را با گرما آماده میکند، از cook استفاده میکنیم. ساختار آن cook + food یا cook + meal است؛ مانند cook rice یا cook dinner.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.Choose the correct sentence.
