natal
C1صفت/US /nˈeɪtəl/ NĀT-əl; UK /nˈeɪtəl/ NĀT-əl/
تولدی، مولودی، زایشی
JadoLearn Dictionary
معنی natal به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تولدی، مولودی، زایشی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
محلی، بومی
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
نفرتانگیز؛ بسیار بد
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.