prepare
C2اسم/US /priːpˈɛr/ prēp-ĔR; UK /priːpˈɛr/ prēp-ĔR/
تیار کردن، آماده شدن، پستابودن
JadoLearn Dictionary
معنی prepare به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تیار کردن، آماده شدن، پستابودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انطباق یافتن، تنظیم کردن، تعدیل کردن
تطبیق دادن
واجد شرایط شدن
مجهز کردن، تجهیز کردن
فراهم کردن، مقعر کردن، مقرر داشتن
فرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
تولید کردن، ساخت، خلق کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.