thrust
A1اسم/US /θrʌst/ thrŭst; UK /θrʌst/ thrŭst/
طپاندن، تپاندن، فشار
JadoLearn Dictionary
معنی thrust به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طپاندن، تپاندن، فشار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هل دادن، هل، چپاندن
طپاندن، تپاندن، تنه زدن
یورش، حمله کردن، تهاجم
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.