opponent
C1صفت/US /əpˈoʊnənt/ əp-ŌN-ənt; UK /əpˈoʊnənt/ əp-ŌN-ənt/
دشمن، معارض، حریف
JadoLearn Dictionary
معنی opponent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دشمن، معارض، حریف
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هم نبرد
معترض، مقاوم
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.