settle
C2اسم/US /sˈɛtəl/ SĔT-əl; UK /sˈɛtəl/ SĔT-əl/
توطن کردن، تصفیه حساب کردن، تفریغ کردن
JadoLearn Dictionary
معنی settle به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
توطن کردن، تصفیه حساب کردن، تفریغ کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
نظم دادن
مقرر داشتن، ردیف کردن، قرار گذاشتن
تصنیف کردن، آهنگ ساختن، تلفیق کردن
انطباق یافتن، تنظیم کردن، تعدیل کردن
فیصل دادن، مشخص کردن، تعیین کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.