transitory
C1صفت/US /trˈænzətˌɔriː/ TRĂNZ-ət-ôr-ē; UK /trˈænzətˌɔriː/ TRĂNZ-ət-ôr-ē/
عاجل، سپنج، عاجل سپنج
JadoLearn Dictionary
معنی transitory به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عاجل، سپنج، عاجل سپنج
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گذرا، ناپایدار، سپنج
بی دوام، چند روزه
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.