worship
A1اسم/US /wˈɝʃəp/ WƏRSH-əp; UK /wˈɝʃəp/ WƏRSH-əp/
صلات، پرستیدن، ستایش کردن
JadoLearn Dictionary
معنی worship به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صلات، پرستیدن، ستایش کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
احترام گذاردن، احترام گذارندن
تکریم، حرمت
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.