hindrance
C1اسم/US /hˈɪndrəns/ HĬNDR-əns; UK /hˈɪndrəns/ HĬNDR-əns/
سبب تاخیر، عایق، بازماندگی
JadoLearn Dictionary
معنی hindrance به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سبب تاخیر، عایق، بازماندگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رادع
گرفتگی، انسداد، سده
رداع، رادع، مانع
دشواری، گرفتگیری، گرفتاری
ایجاد وقفه، وقفه
چک، خد
دیر کرد، تانی، درنگ
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.