misuse
A1فعل/US /mɪsjˈuːz/ mĭsy-O͞OZ; UK /mɪsjˈuːz/ mĭsy-O͞OZ/
سوءاستعمال، بدبکار بردن، سوء استفاده
JadoLearn Dictionary
معنی misuse به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سوءاستعمال، بدبکار بردن، سوء استفاده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن
مولود، زائیده، زاده
مولفه
راضی شدن، رضامندی، رضایت
ثابت، دایم
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
نشان کردن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
روان، سهل، کاری ندئرد
دربر گرفتن، شامل بودن، بغل
جریان داشتن، جاری کردن، تندروان شدن
بزور وادار کردن، مجبور کردن، زور
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.