parsimonious
C1صفت/US /pˌɑrsəmˈoʊniːəs/ pärs-əm-ŌN-ē-əs; UK /pˌɑrsəmˈoʊniːəs/ pärs-əm-ŌN-ē-əs/
نظر تنگ
JadoLearn Dictionary
معنی parsimonious به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نظر تنگ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پر طمع
چشم تنگ
بخیل
بستن، تنگ هم، مقارن
اندوخته، نجات، پس انداز
بدگهر، دنی، ناکس
کوتاه نظر، بی سخاوت، ممسک
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.