prove
C2اسم/US /pruːv/ pro͞ov; UK /pruːv/ pro͞ov/
اثبات کردن، مدلا ساختن، مسلم کردن
JadoLearn Dictionary
معنی prove به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اثبات کردن، مدلا ساختن، مسلم کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
محقق کردن
توجیه کردن
تایید کردن، تسجیل کردن، تنفیذ کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
ظاهر کردن، بازنمود کردن، باهر
ابراز داشتن، جلوه گر ساختن، نمایش دادن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.