commodious
C1صفت/US /kəmˈoʊdiːəs/ kəm-ŌD-ē-əs; UK /kəmˈoʊdiːəs/ kəm-ŌD-ē-əs/
مقرون بصرفه، بکار خور، مقرون بصرفه بکار خور
JadoLearn Dictionary
معنی commodious به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مقرون بصرفه، بکار خور، مقرون بصرفه بکار خور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی دغدغه
فراخور، برازنده، درخور
تناسب داشتن، مناسب کردن، زیبنده
خوب، بجا، زیبنده
نافع، باصرفه
پر استفاده، پر مصرف، نتیجه بخش
فضادار، جادار، فراخ
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.