grave
A1فعل/US /ɡreɪv/ grāv; UK /ɡreɪv/ grāv/
گور، موقرانه، قبر کندن
JadoLearn Dictionary
معنی grave به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گور، موقرانه، قبر کندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سنگین، موقرانه، باتشریفات
خطیر، موقرانه، وخیم
ناز کردن
فکور، متفکرانه، بافکر
مولود، زائیده، زاده
مولفه
راضی شدن، رضامندی، رضایت
ثابت، دایم
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
نشان کردن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
روان، سهل، کاری ندئرد
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.