stuck
A2اسم/US /stʌk/ stŭk; UK /stʌk/ stŭk/
چسبانده، چسبیده، چسباننده
JadoLearn Dictionary
معنی stuck به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چسبانده، چسبیده، چسباننده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
توانایی؛ قابلیت
حادثه؛ تصادف؛ اتفاق
حساب؛ گزارش؛ توضیح دادن
درد مبهم؛ درد کردن
دستاورد؛ موفقیت
مو، سرخر
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
یافتشده، پیدا شده، پایه گذاری کردن
اره کردن، اره
اندیشه، تفکر، سگال
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.