near
A1قید/US /nɪr/ nĭr; UK /nɪr/ nĭr/
قریب، در مجاورت، در کنار
JadoLearn Dictionary
معنی near به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قریب، در مجاورت، در کنار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بستن، تنگ هم، مقارن
همجوار
ارائه نمودن، حالی، معرفی کردن
روبراه، آماده، فراهم
محرم ساختن، صمیمی، دمساز شدن
همپا، در طول
تماما، در مجموع، من حیث المجموع
بمنزله، بمثابه، مآب
بکنار، بیک طرف، درخلوت
کنار، متصلا، بیک طرف
آنطرف ماوراء، خارج، خارجاز
بطور محض، غیراز، لیکن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.