swift
A1فعل/US /swɪft/ swĭft; UK /swɪft/ swĭft/
تکاور، تند کار، تندرو
JadoLearn Dictionary
معنی swift به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تکاور، تند کار، تندرو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فرز، معجل، رکاب کش
ناوگان، تند رفتن، زود گذر
سریع، تندرو، چابک
مولود، زائیده، زاده
مولفه
راضی شدن، رضامندی، رضایت
ثابت، دایم
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
نشان کردن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
روان، سهل، کاری ندئرد
دربر گرفتن، شامل بودن، بغل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.