فعل lassen آلمانی؛ اجازه، انجام دادن توسط دیگری و امکان
کاربردهای lassen را با بافت جدا کن؛ اجازه، سپردن کار، گذاشتن، sich lassen و تفاوت gelassen با دو مصدر در تمرین پاسخدار.
این راهنما با کمک هوش مصنوعی تهیه و با منابع آموزشی انتهای صفحه بررسی شده است؛ مثالها و تمرینهای آن برای جادولرن نوشته شدهاند.
lassen در آلمانی یک ترجمهٔ ثابت برای همهٔ جملهها ندارد. Ich lasse mein Fahrrad reparieren. یعنی «میدهم دوچرخهام را تعمیر کنند»؛ راوی لزوماً خودش تعمیرکار نیست. اما Ich lasse mein Fahrrad in der Garage. یعنی «دوچرخهام را در گاراژ میگذارم». مصدرِ دوم و ادامهٔ جمله، معنی را روشن میکنند.
این راهنما کاربردهای رایج را با مثال و تمرین تألیفی بررسی میکند. پیش از آن، قابِ فعل و مدالها و مصدر با zu را بشناس. هدف، انتخابِ معنی از روی ساخت و بافت است؛ همهٔ lassenها را خودکار «اجازه دادن» ترجمه نمیکنیم.
چهار کاربردِ رایج را مقایسه کن
| کاربرد | نمونه | معنی |
|---|---|---|
| اجازه در یک موقعیت | Die Lehrerin lässt uns das Wörterbuch benutzen. | معلم اجازه میدهد از فرهنگ لغت استفاده کنیم. |
| ترتیب دادنِ انجامِ کار | Ich lasse mein Fahrrad reparieren. | میدهم دوچرخهام را تعمیر کنند. |
| گذاشتن/باقی گذاشتن | Bitte lass die Tasche hier. | لطفاً کیف را اینجا بگذار. |
| امکان با sich | Die Datei lässt sich leicht öffnen. | فایل را میتوان بهآسانی باز کرد. |
در ردیفِ اول uns به استفادهکنندگان برمیگردد. در ردیفِ دوم Fahrrad انجامدهندهٔ تعمیر نیست؛ چیزی است که تعمیر میشود. در ردیفِ آخر، منظور این نیست که فایل مثل یک شخص، خودش آگاهانه کاری انجام میدهد.
صرفِ حال و گذشته را درست انتخاب کن
| فاعل | حال |
|---|---|
| ich | lasse |
| du | lässt |
| er / sie / es | lässt |
| wir | lassen |
| ihr | lasst |
| sie / Sie | lassen |
در du و er/sie/es اوملاوت داریم؛ در ihr شکلِ lasst بدون اوملاوت است. گذشتهٔ ساده ließ و شکلِ جمع ließen است. برای فرمانِ دوستانه به یک نفر میتوان Lass uns anfangen. گفت: «بیا شروع کنیم». فرمان و درخواست را با نقشِ مخاطب و بافت بخوان.
مصدرِ وابسته به lassen، بدونِ zu میآید
در Ich lasse die Jacke reinigen.، reinigen مصدرِ وابسته به lassen است و در این الگو zu نمیگیرد: «میدهم کت را تمیز کنند». شکلِ Ich lasse die Jacke zu reinigen ساختِ موردنظرِ این مثال نیست.
اما این را به قانونِ «هیچ zuای کنارِ lassen نمیتواند باشد» تبدیل نکن. در Ich plane, die Jacke reinigen zu lassen.، خودِ lassen به ساختِ مصدرِ وابسته به plane مربوط شده و zu پیش از lassen آمده است؛ reinigen همچنان بدونِ zu است. جایِ zu را با فعلی که به آن مربوط است بررسی کن.
Perfekt؛ یک مصدر یا دو مصدر؟
با مصدرِ فعلِ دیگر، الگویِ رایجِ موردنظر این است: Ich habe mein Fahrrad reparieren lassen.؛ «دادهام دوچرخهام را تعمیر کنند». در این ساخت، lassen به شکلِ مصدرِ جایگزین میآید و reparieren lassen دو مصدرِ پایانِ جملهاند.
بدونِ آن فعلِ دوم: Ich habe die Tasche hier gelassen.؛ «کیف را اینجا گذاشتهام». پس gelassen بهخودیِ خود غلط نیست؛ کاربردِ جمله تعیینکننده است. ساختهای پیچیدهترِ خوشهٔ فعل و تفاوتهای کاربردی را جدا بررسی کن؛ نمونهٔ این درس را به تمامِ جملههای ممکن تعمیم نده.
sich lassen؛ امکان را از معنای تحتاللفظی جدا کن
Das Fenster lässt sich nicht öffnen.؛ «پنجره را نمیتوان باز کرد». این ساخت دربارهٔ امکانِ انجام کار است و میتواند معنایی نزدیک به یک بیانِ مجهول داشته باشد. لزوماً عاملِ انسانی را نام نمیبرد و دربارهٔ علتِ باز نشدن هم بهتنهایی توضیح نمیدهد.
برای کاربردِ مستقیمِ بازتابی و تفاوتِ mich/mir، افعال بازتابی را ببین. دیدنِ sich کافی نیست که همهٔ جملهها را «خودش را...» ترجمه کنیم؛ اینجا کلِ الگو، معنیِ امکان میسازد.
متنِ تألیفی؛ سه معنی در یک موقعیت
Am Morgen habe ich mein Fahrrad in der Werkstatt gelassen. Ich lasse die Bremsen prüfen. Ich frage, ob ich im Wartebereich sitzen darf. Die Mitarbeiterin lässt mich dort sitzen. Dort gibt es ein Fenster, das sich leicht öffnen lässt. Am Nachmittag hole ich das Fahrrad ab.
«صبح دوچرخهام را در تعمیرگاه گذاشتهام. میدهم ترمزها را بررسی کنند. میپرسم آیا اجازه دارم در بخشِ انتظار بنشینم. کارمند اجازه میدهد همانجا بنشینم. آنجا پنجرهای هست که میتوان بهآسانی بازش کرد. بعدازظهر دوچرخه را تحویل میگیرم.» پرسشِ اجازه، معنیِ lässt mich ... sitzen را در این موقعیت روشن میکند. متن، تحویل گرفتن را به بعدازظهر مربوط میکند؛ هزینه یا نتیجهٔ فنیِ بررسی در آن نیامده است.
در جملهٔ موصولیِ das sich leicht öffnen lässt، lässt در پایانِ بخش آمده است. تغییرِ جایگاه، معنیِ امکان را از بین نمیبرد. برای ساختِ پایه، ابتدا همین معنیها را در جملههای کوتاه تمرین کن.
تمرینِ معنی، صرف و خطایابی
- ۱. برای du کامل کن:
Du ___ die Tasche hier. - ۲. اصلاح کن:
Ich lasse mein Fahrrad zu reparieren.؛ منظور سپردنِ تعمیرِ دوچرخه است. - ۳. Perfekt را کامل کن:
Ich habe die Jacke reinigen ___. - ۴. برای گذاشتنِ کیف، بدونِ مصدرِ دوم:
Ich habe die Tasche hier ___. - ۵.
Die Datei lässt sich nicht öffnen.دربارهٔ امکان است یا اجازهٔ مستقیم به یک شخصِ نامبرده؟ - ۶. در متنِ تعمیرگاه، آیا راوی لزوماً خودش ترمزها را بررسی میکند؟
- ۷. چرا
Ich plane, die Jacke reinigen zu lassen.با وجودِ zu با قاعدهٔ مصدرِ بدونِ zu پس از lassen تناقض ندارد؟
پاسخ با دلیل
- ۱.
lässt؛ برای du اوملاوت لازم است. lasst شکلِ ihr است. - ۲.
Ich lasse mein Fahrrad reparieren.؛ مصدرِ وابسته به lassen در این الگو بدونِ zu میآید. - ۳.
lassen؛ در ساختِ معمولِ این مثال، reinigen lassen دو مصدرند. - ۴.
gelassen؛ اینجا lassen فعلِ دیگری به شکلِ مصدر همراه ندارد و کاربردِ گذاشتن مطرح است. - ۵. امکانِ باز کردنِ فایل؛ از جمله نه شخصِ مشخصی و نه علتِ فنی را بهتنهایی نتیجه نمیگیریم.
- ۶. خیر؛
Ich lasse die Bremsen prüfen.میتواند ترتیب دادنِ بررسی توسطِ دیگری را بیان کند. متن، نقشِ تعمیرکار را برای راوی تأیید نمیکند. - ۷. چون zu به مصدرِ lassen در ساختِ وابسته به plane مربوط است؛ مصدرِ reinigen که به lassen وابسته است همچنان بدونِ zu مانده است.
تکلیفِ انتقال و قدم بعد
سه جملهٔ تازه بساز: چیزی را جایی بگذار، انجامِ کاری را به دیگری بسپار و امکانِ باز کردنِ چیزی را بیان کن. برای هر جمله به فارسی بگو چه کسی یا چه چیزی چه نقشی دارد؛ یک ترجمهٔ ثابت برای هر سه ننویس.
برای مقایسهٔ الگوها، درسِ مقدماتیِ مصدر با zu و تمرینِ جملههای مصدری را انجام بده؛ این تمرینها جایگزینِ تمامِ کاربردهای lassen نیستند. سپس در تمرین نوشتن مسیر آلمانی را انتخاب کن و پیامِ کوتاهی دربارهٔ سپردنِ یک کار بساز. مکالمه در هتل و مسیر آموزش زبان آلمانی کاربردِ گذاشتنِ بار و درخواست را ادامه میدهند.
منابع آموزشی
برای بررسی قواعد و ادامه مطالعه از این منابع استفاده شده است. مثالها و تمرینهای این مقاله برای جادولرن نوشته شدهاند.
این موضوع را در مسیر یادگیری ادامه بده
مقاله را به دوره، گرامر و واژگان همان زبان وصل کن تا مطلب در تمرین هم تثبیت شود.